ﺑﺮﮔﺮﺩ
ﻧـﻪ ﺍﯾﻨﮑــﻪ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾــﺖ ﺗـــﻨـﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺎﺷـﺪ ﻧــــﻪ !
ﺧﻨـﺠــﺮﺕ ﺟـﺎ ﻣـﺎﻧـﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﻤــﯽ ﮔـﺬﺍﺭﺩ ﺗﮑﯿــﻪ ﺑـﺪﻫــﻢ …
دمش گرم ، باران را میگویم ، به شانه ام زد و گفت :
خسته شدی ، امروز تو استراحت کن ، من به جایت می بارم . .

آدمــــــا
گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن
یه پارچـــه سیـاه بزنن درش و بنـویسن:
کسی نمـــــــرده
فقط دلـــــــــم گرفتــــــه
من همان دختر تخص بد اخلاق مز خرفم که همگان میپندارند
بتی هستم اما همان ها چه میدانند از درون من که کوهی از احساس مرده در ان مدفون است؟
مگر دل کوچک من چقدر تحمل دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تـا کنون سر نهفته داشتی؟
ماجراهای نگفته داشتی؟
تا کنون دریای ماتم دیده ای؟
مادرت را با قد خم دیده ای؟
داشتی در سینه آهی درد ناک؟
مادرت را دیده ای بر روی خاک؟
تا کنون بودی عصای مادرت؟
از مصیبت خاک ریزی بر سرت؟
مادرت را سوی خانه برده ای؟
گوشواره دانه دانه چیده ای؟
تا کنون لا جرعه از غم خورده ای؟
تا کنون سیلی محکم خورده ای؟
نگهم خواب ندارد
قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد
همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد؟؟
تو کجایی ؟
شده ام باز هوایی
چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟
به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی
با خدا دعوا کردم باهم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
خدایا ممنون که مرا در حد ایوب میبینی
اما تمامش کن دگر بریده ام..........

غفلت کردم گوشه ای ازدلم جایی گیر کرد
تمام زندگیم نخ کش شد........
